دوئل در دنیای برقی‌ها: اکس‌پنگ مونا M03 در برابر تسلا مدل 3 هایلند

بازار جهانی خودروهای برقی به نقطه عطفی هیجان‌انگیز رسیده است؛ میدانی که در آن، قهرمانان دیروز، امروز با هجوم رقبای جسور و نوآوری که تا بُن دندان به فناوری مسلح شده‌اند، به چالش کشیده می‌شوند!

این تقابل در هیچ کلاسی به اندازه سدان‌های کامپکت برقی داغ نیست؛ سگمنتی که تسلا مدل 3 به‌تنهایی آن را تعریف کرد و سال‌ها بی‌رقیب بر آن حکمرانی کرد. مدل 3 با فیس‌لیفت جامع خود موسوم به «هایلند»، پخته‌تر و جذاب‌تر از همیشه، جایگاه خود را به‌عنوان معیاری برای سنجش تمام رقبا مستحکم‌تر کرده است. و درست در همین میدان، یک مدعی جدید، حساب‌شده و بی‌پروا قدم می‌گذارد: اکس‌پنگ مونا M03!

مونا M03 صرفاً یک محصول جدید نیست؛ این خودرو بیانیه‌ای از سوی شرکتی است که خود را «کاوشگر حمل‌ونقل آینده» می‌نامد. حتی نام‌گذاری این خودرو نیز ادای احترامی مستقیم و آگاهانه به رقیب اصلی‌اش است؛ حرکتی که از اعتماد به نفس بالای اکس‌پنگ و استراتژی‌اش برای کشاندن تسلا به یک مقایسه رودررو خبر می‌دهد. این رقابت، فراتر از اعداد و ارقام، تلاقی دو فلسفه است.

تسلا، که با مأموریت «تسریع گذار جهان به حمل‌ونقل پایدار» متولد شد، امپراتوری خود را بر پایه پرفورمنس، بهره‌وری و اکوسیستمی انقلابی بنا کرده است. در سوی دیگر، اکس‌پنگ پرچم‌دار دموکراتیک کردن فناوری است و می‌خواهد هوش مصنوعی و سیستم‌های رانندگی خودکار پیشرفته را به خودروهای اقتصادی بیاورد؛ ماموریتی که در نام MONA خلاصه شده است: «ساخته شده از هوش مصنوعی نوین».

این مقاله، تحلیلی عمیق و موشکافانه از این 2 خودروی جریان‌ساز است. ما تمام زوایای این دو رقیب را، از مهندسی آیرودینامیک و معماری باتری گرفته تا عملکرد واقعی در جاده و قابلیت‌های سیستم‌های دستیار راننده، زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم. سوال اصلی این است: آیا فرمانروای بازار با اکوسیستم یکپارچه و پرفورمنس اثبات‌شده‌اش همچنان دست بالا را دارد، یا مدعی تازه نفس با ترکیب فناوری‌های نوین، کارایی بالاتر و قیمتی وسوسه‌انگیز، می‌تواند معادلات این کلاس را از نو بنویسد؟

هنر مهندسی: نبردی بر سر آیرودینامیک و طراحی

1.  ابعاد و زبان طراحی

در نگاه اول، هر دو خودرو در یک کلاس ابعادی قرار می‌گیرند، اما فلسفه طراحی آن‌ها در جزئیاتی کلیدی که بر کارایی و بهره‌وری تاثیر مستقیم دارند، متفاوت است. اکس‌پنگ مونا M03 با طول ۴۷۸۰، عرض ۱۸۹۶ و ارتفاع ۱۴۴۵ میلی‌متر، و فاصله محوری ۲۸۱۵ میلی‌متر، یک لیفت‌بک ۵-درب است. این انتخاب هوشمندانه، فضای بار و تطبیق‌پذیری را در اولویت قرار داده و تناسبات کشیده و کم‌ارتفاع آن، ظاهری اسپرت و تهاجمی به خودرو بخشیده است.

در مقابل، تسلا مدل 3 هایلند یک سدان کلاسیک ۴-درب است. این خودرو با طول ۴۷۲۰، عرض ۱۸۵۰ (بدون آینه‌ها) و ارتفاع ۱۴۴۱ میلی‌متر کمی جمع‌وجورتر است، اما فاصله محوری بلندتری معادل ۲۸۷۵ میلی‌متر دارد. فیس‌لیفت هایلند، خطوطی نرم‌تر و پخته‌تر به همراه چراغ‌های جلو و عقب جدیدی را به ارمغان آورد که ظاهری لوکس‌تر و بهینه‌تر به آن بخشیده است.

2. جنگ با باد: کدام یک استاد آیرودینامیک است؟

در دنیای خودروهای برقی که هر ذره انرژی برای پیمایش بیشتر اهمیت دارد، آیرودینامیک یک میدان نبرد حیاتی است. اینجاست که اکس‌پنگ مونا M03 سنگین‌ترین وزنه خود را رو می‌کند.

اکس‌پنگ ادعای دستیابی به ضریب درگ (ضریب پسار) باورنکردنی Cd​ 0.194 را دارد؛ عددی که در صورت تایید، این خودرو را به آیرودینامیک‌ترین سدان یا هاچ‌بک تولید انبوه جهان تبدیل می‌کند. این دستاورد حاصل بیش از هزار ساعت تست در تونل باد و استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند جلوپنجره فعال است که بر اساس سرعت باز و بسته شده تا تعادلی میان خنک‌کاری و کاهش مقاومت هوا ایجاد کند.

تسلا مدل 3 هایلند نیز با ضریب درگ Cd​ 0.219، خود یک شاهکار آیرودینامیکی محسوب می‌شود. این عدد بهبود قابل توجهی نسبت به ضریب 0.225 در مدل قبلی است و نقش مهمی در افزایش برد پیمایش نسخه هایلند داشته است. با این حال، این رقم به طور محسوسی از رکورد مونا M03 بالاتر است.

این تفاوت در آیرودینامیک، یک مزیت استراتژیک برای اکس‌پنگ است. برد پیمایش یک خودروی برقی مستقیماً به ظرفیت باتری و بهره‌وری کلی آن وابسته است. با کاهش مقاومت هوا، اکس‌پنگ انرژی کمتری برای حرکت خودرو، به خصوص در سرعت‌های بالا، مصرف می‌کند.

این برتری به مونا M03 اجازه می‌دهد تا با باتری‌های کوچک‌تر و ارزان‌تر، به بردی رقابتی دست یابد. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاری اکس‌پنگ در مهندسی آیرودینامیک، کلید استراتژی قیمت‌گذاری تهاجمی آن است؛ زیرا هزینه گران‌ترین قطعه خودرو یعنی باتری را بدون فدا کردن برد پیمایش، کاهش می‌دهد.

3. چرخ‌ها و تایرها

انتخاب رینگ و تایر بر برد پیمایش و کیفیت سواری تاثیرگذار است. اکس‌پنگ مونا M03 به صورت استاندارد با تایرهای 215/50 R18 عرضه می‌شود و امکان سفارش رینگ‌های ۱۹ اینچی با تایرهای 235/40 R19 نیز وجود دارد.

تسلا مدل 3 هایلند در مدل‌های پایه و برد بلند، رینگ‌های ۱۸ اینچی «فوتون» را به صورت استاندارد و رینگ‌های ۱۹ اینچی «نوا» را به صورت سفارشی ارائه می‌دهد. مدل پرفورمنس اما به طور انحصاری از رینگ‌های ۲۰ اینچی «وارپ» برای حداکثر چسبندگی بهره می‌برد.

قلب تپنده: نگاهی عمیق به پیشرانه، باتری و معماری الکتریکی

انتخاب‌های مهندسی در قوای محرکه، استراتژی‌های متفاوت دو شرکت را به خوبی نشان می‌دهد. اکس‌پنگ، مونا M03 را برای ارائه حداکثر ارزش در یک پکیج مشخص بهینه کرده، در حالی که تسلا، مدل 3 را به عنوان یک پلتفرم انعطاف‌پذیر برای رقابت در سطوح مختلف قیمت و عملکرد طراحی کرده است.

1. موتور و سیستم انتقال قدرت

اکس‌پنگ مونا M03 تنها با یک موتور در جلو و به صورت دیفرانسیل جلو (FWD) عرضه می‌شود. این ساختار، اقتصادی‌ترین روش تولید است و فضای داخلی را به حداکثر می‌رساند. مشتریان می‌توانند بین دو موتور سنکرون آهنربای دائم انتخاب کنند: مدل پایه با ۱۴۰ کیلووات (۱۹۰ اسب بخار) قدرت و ۲۲۵ نیوتن‌متر گشتاور، و مدل قوی‌تر با ۱۶۰ کیلووات (۲۱۸ اسب بخار) قدرت و ۲۵۰ نیوتن‌متر گشتاور.

در مقابل، تسلا مدل 3 هایلند طیف وسیعی از انتخاب‌ها را پیش روی خریداران قرار می‌دهد. مدل پایه، تک موتوره و دیفرانسیل عقب (RWD) است که حس رانندگی کلاسیک و جذابی را ارائه می‌دهد. مدل‌های بالاتر، دو موتوره و چهار چرخ متحرک (AWD) هستند: نسخه برد بلند (Long Range) که تعادلی میان قدرت و مسافت ارائه می‌دهد، و نسخه پرفورمنس که با قدرتی معادل ۵۱۰ اسب بخار، شتابی در حد سوپراسپرت‌ها دارد.

2. فناوری باتری: LFP در برابر NCM

شیمی باتری یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در هزینه، طول عمر، عملکرد و سرعت شارژ خودروهای برقی است.

اکس‌پنگ در تمام مدل‌های مونا M03 از باتری‌های لیتیوم آهن فسفات (LFP) موسوم به «تیغه‌ای» (Blade) استفاده کرده که توسط FinDreams، زیرمجموعه معتبر شرکت BYD، تولید می‌شوند. این باتری‌ها در دو ظرفیت ۵۱.۸ و ۶۲.۲ کیلووات‌ساعت عرضه می‌شوند. فناوری LFP به دلیل عدم استفاده از کبالت، هزینه تمام‌شده کمتری دارد و از نظر ایمنی حرارتی و طول عمر (تعداد چرخه‌های شارژ) برتر است.

همچنین این باتری‌ها را می‌توان بدون نگرانی از افت ظرفیت، به طور منظم تا ۱۰۰٪ شارژ کرد که یک مزیت کاربردی در استفاده روزمره است. نقطه ضعف اصلی آن‌ها، چگالی انرژی پایین‌تر (وزن بیشتر به ازای ظرفیت یکسان) و افت عملکرد محسوس در هوای سرد است. این انتخاب کاملاً با فلسفه یک خودروی اقتصادی و پرکاربرد همخوانی دارد.

تسلا اما از یک استراتژی دوگانه بهره می‌برد. مدل پایه مدل 3 (RWD) نیز برای کاهش هزینه‌ها از باتری LFP (با ظرفیت حدود ۶۰.۵ کیلووات‌ساعت، ساخت شرکت CATL) استفاده می‌کند. اما در مدل‌های برد بلند و پرفورمنس، تسلا به سراغ باتری‌های نیکل-کبالت-منگنز (NCM) با چگالی انرژی بالاتر (با ظرفیت حدود ۷۵.۰ کیلووات‌ساعت، ساخت شرکت LG) می‌رود.

این استراتژی به تسلا اجازه می‌دهد تا در مدل‌های گران‌تر خود، حداکثر برد و قدرت را ارائه دهد. باتری‌های NCM اگرچه چگالی انرژی و عملکرد بهتری در سرما دارند، اما عمر چرخه‌ای کوتاه‌تری داشته و برای حفظ سلامت بلندمدت، معمولاً توصیه می‌شود شارژ روزانه آن‌ها به ۸۰ تا ۹۰ درصد محدود شود.

3. ساختار ۴۰۰ ولت در برابر ۸۰۰ ولت

یکی از بحث‌های داغ در دنیای خودروهای برقی، ساختار ولتاژ سیستم است. سیستم‌های ۸۰۰ ولتی به دلیل امکان شارژ با توان بالاتر و جریان پایین‌تر، گرمای کمتری تولید کرده و امکان استفاده از کابل‌های سبک‌تر را فراهم می‌کنند که می‌تواند به سرعت شارژ بالاتر منجر شود؛ با این حال، باید تأکید کرد که هم اکس‌پنگ مونا M03 (با ولتاژ  ۴۷۳ ولت) و هم تمام نسخه‌های تسلا مدل 3 هایلند (با ولتاژ حدود ۳۵۷ ولت) بر پایه ساختار مرسوم ۴۰۰ ولتی ساخته شده‌اند.

این معماری، استاندارد جاافتاده صنعت است و هزینه قطعات آن پایین‌تر است. تسلا به خوبی نشان داده که با مهندسی دقیق می‌توان در یک پلتفرم ۴۰۰ ولتی به سرعت شارژ فوق‌العاده ۲۵۰ کیلووات دست یافت و یکی از مزایای اصلی سیستم‌های ۸۰۰ ولتی را کمرنگ کرد.

مقایسه مشخصات فنی (Xpeng Mona M03 Vs Tesla Model 3 Highland)

مشخصات اکس‌پنگ مونا M03

(پلاس/مکس)

تسلا مدل 3

(RWD/LR AWD/Performance)

کلاس بدنه لیفت‌بک ۵-درب سدان ۴-درب
ابعاد (طول/عرض/ارتفاع) ۴۷۸۰ / ۱۸۹۶ / ۱۴۴۵ میلی‌متر ۴۷۲۰ / ۱۸۵۰ / ۱۴۴۱ میلی‌متر
فاصله محوری ۲۸۱۵ میلی‌متر ۲۸۷۵ میلی‌متر
وزن خالص ۱۶۶۱ – ۱۷۳۹ کیلوگرم ۱۷۶۱ – ۱۸۵۱ کیلوگرم
سیستم انتقال قدرت دیفرانسیل جلو (FWD) دیفرانسیل عقب (RWD)

تمام چرخ متحرک (AWD)

قدرت موتور ۱۴۰ کیلووات (۱۹۰ اسب بخار) / ۱۶۰ کیلووات (۲۱۸ اسب بخار) ~۲۰۸ کیلووات (۲۸۳ اسب بخار)

~۳۶۶ کیلووات (۴۹۸ اسب بخار)

۳۷۵ کیلووات (۵۱۰ اسب بخار)

گشتاور ۲۲۵ نیوتن‌متر / ۲۵۰ نیوتن‌متر ~۴۲۰ نیوتن‌متر / ~۴۹۳ نیوتن‌متر / ~۶۶۰ نیوتن‌متر
ظرفیت باتری (قابل استفاده) ۵۱.۸ کیلووات‌ساعت / ۶۲.۲ کیلووات‌ساعت ~۶۰.۵ کیلووات‌ساعت / ~۷۵.۰ کیلووات‌ساعت / ~۷۵.۰ کیلووات‌ساعت
شیمی باتری LFP (لیتیوم آهن فسفات) LFP / NCM (نیکل کبالت منگنز) / NCM
معماری الکتریکی کلاس ۴۰۰ ولت کلاس ۴۰۰ ولت
سیستم تعلیق (جلو/عقب) مک‌فرسون / میله پیچشی چنداتصالی / چنداتصالی
اندازه رینگ / تایر ۱۸ اینچ (215/50) / ۱۹ اینچ (235/40) ۱۸ اینچ (235/45) / ۱۹ اینچ / ۲۰ اینچ
ضریب درگ (Cd​) 0.194 0.219

(توجه: ارقام قدرت و گشتاور تسلا تقریبی است؛ چراکه این شرکت آن‌ها را به‌طور رسمی اعلام نمی‌کند و از منابع مختلف گردآوری شده است.)

مقایسه تجربه رانندگی: عملکرد، کیفیت سواری و هندلینگ

اعداد و ارقام روی کاغذ، خبر از دو شخصیت کاملاً متفاوت در جاده می‌دهند؛ روایتی که در عمل نیز تأیید می‌شود. تسلا مدل 3 هایلند یک سدان اسپرت تمام‌عیار است، در حالی که اکس‌پنگ مونا M03 یک همراه راحت و کارآمد برای استفاده روزمره.

1. شتاب و سرعت

شکاف عملکردی میان این دو خودرو بسیار عمیق است. مونا M03 شتابی قابل قبول برای کلاس خود دارد و صفر تا صد کیلومتر بر ساعت را در ۷.۸ ثانیه (مدل ۱۴۰ کیلوواتی) و ۷.۴ ثانیه (مدل ۱۶۰ کیلوواتی) طی می‌کند. حداکثر سرعت آن نیز به ۱۵۵ کیلومتر بر ساعت محدود شده که نشان از اولویت بهره‌وری بر پرفورمنس دارد.

در سوی دیگر، تمام مدل‌های تسلا مدل 3 هایلند به مراتب سریع‌تر هستند. مدل پایه RWD شتاب صفر تا صد ۶.۱ ثانیه‌ای دارد و این عدد در مدل برد بلند AWD به ۴.۴ ثانیه کاهش می‌یابد. مدل پرفورمنس اما با شتاب صفر تا ۶۰ مایل بر ساعت ۲.۹ ثانیه‌ای (حدود ۳.۱ ثانیه تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت)، وارد قلمرو سوپراسپرت‌ها می‌شود. حداکثر سرعت‌ها نیز از ۲۰۱ کیلومتر بر ساعت در مدل‌های استاندارد تا ۲۶۱ کیلومتر بر ساعت در مدل پرفورمنس متغیر است.

2. دینامیک شاسی و تعلیق

سیستم تعلیق، بهترین گواه بر اولویت‌های طراحی هر خودرو است. اکس‌پنگ مونا M03 در جلو از سیستم مک‌فرسون و در عقب از سیستم ساده‌تر و ارزان‌تر میله پیچشی (Torsion Beam) بهره می‌برد. این سیستم فضای کمی اشغال می‌کند و یکی از دلایل اصلی فضای بار عظیم مونا M03 است. اگرچه اکس‌پنگ این سیستم را برای راحتی به خوبی تنظیم کرده، اما یک سیستم تعلیق غیرمستقل ذاتاً در کنترل حرکات چرخ‌ها و ارائه هندلینگ دقیق، محدودیت دارد.

در مقابل، تسلا مدل 3 هایلند در هر دو محور جلو و عقب از سیستم تعلیق پیشرفته و گران‌قیمت چنداتصالی (Multi-link) استفاده می‌کند. این سیستم مستقل، استاندارد سدان‌های اسپرت پریمیوم است و تعادل بهتری میان کیفیت سواری و دقت فرمان‌پذیری ایجاد می‌کند.

در فیس‌لیفت هایلند، تسلا با تغییر در هندسه تعلیق و استفاده از کمک‌فنرهای جدید، کیفیت سواری را که پیش از این مورد انتقاد بود، به شکل چشمگیری بهبود بخشیده است. مدل پرفورمنس نیز به سیستم تعلیق تطبیقی (Adaptive) مجهز شده که می‌تواند سفتی خود را به‌صورت آنی تنظیم کند.

3. نظر رسانه‌ها

بازخوردهای رسانه‌های خودرویی نیز این تفاوت‌های مهندسی را تأیید می‌کند. مدل 3 هایلند به دلیل بهبود چشمگیر در کیفیت سواری و عایق‌بندی کابین، مورد تحسین گسترده قرار گرفته است. منتقدان معتقدند این خودرو ضمن حفظ هندلینگ تیز و جذاب خود، به یک خودروی روزمره بسیار راحت‌تر تبدیل شده است.

نظرات در مورد مونا M03 کمی متفاوت است. این خودرو به عنوان یک گزینه راحت و کارآمد در محدوده قیمتی خود شناخته می‌شود. با این حال، برخی منتقدان به دینامیک رانندگی نه چندان پخته و رابط کاربری که به اندازه تسلا روان نیست، اشاره کرده‌اند.

پیمایش و شارژ: آزمون در دنیای واقعی

برای هر خریدار خودروی برقی، دو سوال کلیدی وجود دارد: «با یک بار شارژ چقدر می‌رود؟» و «چقدر طول می‌کشد تا شارژ شود؟».

رمزگشایی از اعداد رسمی برد پیمایش

برد رسمی خودروها بر اساس چرخه‌های آزمایشی استاندارد اعلام می‌شود. مونا M03 بر اساس استاندارد خوش‌بینانه CLTC چین سنجیده شده و ارقام چشمگیر ۵۱۵ تا ۶۲۰ کیلومتر را ثبت کرده است. در مقابل، مدل 3 هایلند بر اساس استاندارد سخت‌گیرانه‌تر WLTP در اروپا سنجیده می‌شود و مدل برد بلند آن به برد ۶۲۹ کیلومتر دست می‌یابد.

آزمون‌های واقعی در جاده

آزمایش‌های مستقل، تصویر دقیق‌تری از واقعیت ارائه می‌دهند. در یک تست مقایسه‌ای در بزرگراه، نتایج بسیار نزدیک بود: مونا M03 با باتری ۶۱.۴ کیلووات‌ساعتی به برد ۳۹۹ کیلومتر و تسلا مدل 3 با باتری ۶۰ کیلووات‌ساعتی به برد ۴۰۱ کیلومتر دست یافت. این تست نشان داد که مصرف انرژی مونا M03 کمی بالاتر بوده و برتری آیرودینامیکی آن توسط پیشرانه‌ای با بهره‌وری کمتر خنثی شده است. این موضوع نشان از تبحر تسلا در بهینه‌سازی یکپارچه سیستم دارد.

دوئل سرعت شارژ

در زمینه سرعت شارژ، تفاوت‌ها بسیار زیاد است. مونا M03 حداکثر از توان شارژ ۹۲ کیلووات پشتیبانی می‌کند و شارژ ۳۰ تا ۸۰% آن حدود ۲۶ دقیقه زمان می‌برد.

در مقابل، تسلا مدل 3 هایلند بسیار سریع‌تر است. مدل پایه RWD تا ۱۷۰ کیلووات و مدل‌های برد بلند و پرفورمنس تا ۲۵۰ کیلووات توان شارژ را می‌پذیرند. این یعنی شارژ ۱۵ تا ۸۰ درصد مدل پایه تنها ۲۳ دقیقه و شارژ ۱۰ تا ۸۰ درصد مدل برد بلند حدود ۲۷ دقیقه طول می‌کشد. علاوه‌بر این، شبکه جهانی و قابل اعتماد سوپرشارژرهای تسلا یک مزیت رقابتی بزرگ است که دیگران هنوز برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند.

مقایسه برد و شارژ (Xpeng Mona M03 Vs Tesla Model 3 Highland)

معیار اکس‌پنگ مونا M03

(مدل‌های ۵۱۵ / ۶۲۰)

تسلا مدل 3

(RWD / LR AWD)

برد رسمی (استاندارد) ۵۱۵ کیلومتر

(CLTC) / ۶۲۰ کیلومتر (CLTC)

۵۱۳ کیلومتر

(WLTP) / ۶۲۹ کیلومتر (WLTP)

برد واقعی در بزرگراه ~۳۹۹ کیلومتر

(باتری ۶۱.۴ کیلووات‌ساعت)

~۴۰۱ کیلومتر

(باتری ۶۰ کیلووات‌ساعت)

حداکثر توان شارژ DC ~۹۲ کیلووات ۱۷۰ کیلووات / ۲۵۰ کیلووات
زمان شارژ ۱۰ تا ۸۰ درصد (DC) ~۳۵-۴۰ دقیقه (تخمینی) ~۲۳ دقیقه / ~۲۷ دقیقه
  • توجه: داده‌های برد واقعی از یک منبع مقایسه‌ای واحد است. زمان شارژ بر اساس ادعای سازنده و تست‌های مستقل است.

مقایسه کابین تسلا و اکس‌پنگ: نبرد 2 فلسفه مینیمالیستی

هر 2 خودروساز به طراحی داخلی مینیمال با محوریت یک نمایشگر لمسی بزرگ اعتقاد دارند، اما تفاوت‌های اجرایی و کاربردی مهمی میان آن‌ها وجود دارد.

1. طراحی داخلی و متریال

کابین مونا M03 با یک نمایشگر بزرگ ۱۵.۶ اینچی که تقریباً تمام کنترل‌ها را در خود جای داده، به وضوح از مدل 3 الهام گرفته است. این سیستم از تراشه قدرتمند کوالکام اسنپدراگون 8155 و ۱۶ گیگابایت رم بهره می‌برد. برخلاف تسلا، نمایشگر پشت فرمان در مونا M03 یک آپشن جانبی است.

مدل 3 هایلند، بنیان‌گذار این سبک طراحی، از یک نمایشگر ۱۵.۴ اینچی استفاده می‌کند. در فیس‌لیفت هایلند، کیفیت متریال داخلی با جایگزینی تریم چوبی با پارچه و پوشش نمدی جیب‌های در، به شکل قابل توجهی ارتقا یافته است. یک افزودنی مهم، نمایشگر ۸ اینچی برای سرنشینان عقب است که در مونا M03 وجود ندارد.

2. راحتی و آسایش

یک نقطه ضعف بحث‌برانگیز در مدل 3 هایلند، حذف کامل اهرم‌های پشت فرمان است. راهنماها با دکمه‌های روی فرمان و انتخاب دنده با لمس نمایشگر انجام می‌شود. بسیاری از منتقدان این تغییر را، به خصوص در میدان‌ها، غیرشهودی و آزاردهنده دانسته‌اند.

3. کارایی و فضای بار

اینجا جایی است که بزرگترین برتری مونا M03 نهفته است. به عنوان یک لیفت‌بک، اکس‌پنگ فضای باری عظیم و بسیار در دسترس را ارائه می‌دهد. حجم صندوق عقب ۶۲۱ لیتر است که با خواباندن صندلی‌ها به ۱۶۰۳ لیتر افزایش می‌یابد.

تسلا مدل 3 به عنوان یک سدان، محدودیت‌های بیشتری دارد. حجم کل بار آن ۶۸۲ لیتر است که میان صندوق عقب ۵۹۴ لیتری و صندوق جلوی (فرانك) ۸۸ لیتری تقسیم شده است. اما دهانه کوچک صندوق عقب، بارگیری اشیاء بزرگ را دشوار می‌کند. این یک برتری قاطع و هوشمندانه برای مونا M03 است که آن را به گزینه‌ای بسیار کاربردی‌تر برای خانواده‌ها تبدیل می‌کند.

کمک‌راننده هوشمند: XNGP اکس‌پنگ در برابر FSD تسلا

سیستم‌های دستیار راننده پیشرفته (ADAS) مرز جدید فناوری خودرو هستند و هر دو شرکت در این زمینه پیشرو هستند.

1. سخت‌افزار و فلسفه

تسلا به رویکرد «دیداری» (Vision-only) متعهد است و تنها از دوربین‌ها برای تحلیل محیط استفاده می‌کند. سیستم پایه اتوپایلوت آن عملکردی عالی دارد و سیستم سفارشی و گران‌قیمت «رانندگی تمام خودکار (تحت نظارت)» یا FSD، قابلیت رانندگی در معابر شهری را (با نظارت راننده) فراهم می‌کند.

اکس‌پنگ اما از فلسفه «دیداری-محور با حسگرهای کمکی» پیروی می‌کند. مدل پایه مونا M03 به مجموعه کاملی از دوربین‌ها، رادارها و سنسورهای اولتراسونیک مجهز است. اما در نسخه «مکس»، سیستم بهXNGP (خلبان هدایت‌شونده با ناوبری) ارتقا می‌یابد. این سیستم به دو تراشه قدرتمند NVIDIA Orin-X با مجموع قدرت پردازشی ۵۰۸ TOPS مجهز است؛ سخت‌افزاری در سطح پرچمداران که در یک خودروی اقتصادی ارائه می‌شود.

2. قابلیت‌ها و ارزش پیشنهادی

FSD تسلا به لطف داده‌های میلیاردی جمع‌آوری شده از ناوگان جهانی‌اش، در بزرگراه‌ها عملکردی پخته‌تر دارد. اما XNGP اکس‌پنگ در محیط‌های شهری پیچیده چین تحسین شده و قابلیت پارک خودکار آن یکی از بهترین‌ها در صنعت است.

تفاوت اصلی اما در مدل تجاری است. تسلا FSD را به عنوان یک آپشن نرم‌افزاری لوکس با قیمت چندین هزار دلار (مثلاً ۸۰۰۰ دلار در آمریکا) می‌فروشد. اکس‌پنگ اما با ارائه سیستم XNGP با سخت‌افزار قدرتمند در مونا M03 مکس، قابلیت رانندگی خودکار شهری را به خودرویی با قیمت زیر ۲۸,۰۰۰ دلار آورده است.

این حرکت، سیستم‌های پیشرفته ADAS را از یک آپشن لوکس به یک ویژگی استاندارد در خودروهای مردمی تبدیل کرده و استراتژی قیمت‌گذاری تسلا را به شدت به چالش می‌کشد.

عملکرد در شرایط آب‌وهوایی متفاوت

عملکرد خودروهای برقی به شدت تحت‌تاثیر دمای محیط است.

عملکرد در هوای سرد

در هوای سرد، تسلا مدل 3 هایلند برتری قاطعی دارد. دلیل اصلی، وجود پمپ حرارتی (Heat Pump) برای گرمایش کابین است که مصرف انرژی بسیار کمتری نسبت به بخاری‌های مقاومتی دارد. اکس‌پنگ مونا M03 برای کاهش هزینه‌ها، فاقد پمپ حرارتی است.

علاوه‌بر این، سیستم مدیریت حرارتی باتری تسلا بسیار پیشرفته است و در تست‌های زمستانی نروژ در دمای منفی ۲۰ درجه سانتی‌گراد، عملکردی فوق‌العاده از خود نشان داده است. باتری LFP مونا M03 ذاتاً در سرما آسیب‌پذیرتر است و نبود پمپ حرارتی این ضعف را تشدید می‌کند.

عملکرد در هوای گرم

در آب و هوای بسیار گرم، چالش اصلی مصرف بالای انرژی سیستم تهویه و خنک نگه داشتن باتری است. هر دو خودرو از امکاناتی مانند صندلی‌های سردکن‌دار بهره می‌برند. اما اکوسیستم نرم‌افزاری تسلا ابزارهای کامل‌تری ارائه می‌دهد.

قابلیت «محافظت از گرمای بیش از حد کابین» به طور خودکار دمای داخل را در هنگام پارک کنترل می‌کند و امکان خنک کردن کابین از راه دور (در صورت اتصال به شارژر) بدون مصرف از باتری خودرو، یک مزیت بزرگ است.

قیمت‌گذاری و چشم‌انداز بازار Xpeng و Tesla

تصمیم نهایی اغلب به قیمت و ارزش خرید بستگی دارد و اینجاست که مونا M03 می‌تواند یک زلزله در بازار ایجاد کند.

قیمت‌گذاری در بازار (دلار آمریکا)

تفاوت قیمت این دو خودرو در بازارهای اصلی‌شان، استراتژی آن‌ها را به خوبی نشان می‌دهد.

اکس‌پنگ مونا M03 در چین با قیمتی بسیار تهاجمی عرضه شده است. مدل پایه حدود ۱۶,۹۰۰ دلار و مدل فول «مکس» با سیستم پیشرفته XNGP حدود ۲۲,۰۰۰ دلار قیمت دارد.

در مقابل، در بازار آمریکا، تسلا مدل 3 هایلند یک سدان پریمیوم محسوب می‌شود. قیمت مدل پایه دیفرانسیل عقب از حدود ۳۸,۹۹۰ دلار، مدل برد بلند از ۴۵,۹۹۰ دلار و مدل پرفورمنس از ۵۴,۹۹۰ دلار آغاز می‌شود. این یعنی قیمت پایه مدل 3 بیش از دو برابر قیمت پایه مونا M03 است.

گارانتی

هر دو شرکت گارانتی‌های معتبری ارائه می‌دهند. تسلا در آمریکا گارانتی ۴ ساله یا ۵۰,۰۰۰ مایلی برای خودرو و گارانتی ۸ ساله (با محدودیت مسافت ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰۰ مایل) برای باتری و پیشرانه ارائه می‌دهد. گارانتی بین‌المللی اکس‌پنگ نیز معمولاً شامل ۵ سال یا ۱۶۰,۰۰۰ کیلومتر برای خودرو و ۸ سال یا ۱۶۰,۰۰۰ کیلومتر برای باتری و پیشرانه است.

عملکرد فروش

تسلا مدل 3 یک پدیده جهانی است و از زمان عرضه در سال ۲۰۱۷، بیش از ۳ میلیون دستگاه از آن به فروش رفته است. تنها در سال ۲۰۲۴، تسلا ۴۷۶,۶۲۶ دستگاه مدل 3 در سراسر جهان فروخته است.

اکس‌پنگ مونا M03 نیز شروعی طوفانی در چین داشته و در ۴۸ ساعت اول بیش از ۳۰,۰۰۰ سفارش دریافت کرده است. تا پایان آگوست ۲۰۲۵، فروش تجمعی آن به بیش از ۱۶۶,۰۰۰ دستگاه رسیده است. این موفقیت، پتانسیل بالای این خودرو برای بازارهای جهانی را نشان می‌دهد که عرضه آن برای سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است.

مقایسه قیمت و گارانتی ایکس پنگ M03 و تسلا مدل 3 هایلند

معیار اکس‌پنگ مونا M03 (چین) تسلا مدل 3 هایلند (آمریکا)
قیمت پایه (RWD) ~۱۶,۹۰۰ دلار ~۳۸,۹۹۰ دلار
قیمت مدل فول ~۲۲,۰۰۰ دلار (مکس) ~۵۴,۹۹۰ دلار (پرفورمنس)
گارانتی خودرو تخمینی ۵ سال / ۱۰۰,۰۰۰ مایل ۴ سال / ۵۰,۰۰۰ مایل
گارانتی باتری و پیشرانه تخمینی ۸ سال / ۱۰۰,۰۰۰ مایل ۸ سال / ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰۰ مایل
  • توجه: قیمت‌ها براساس بازار داخلی و بدون احتساب هزینه‌های جانبی است.

حکم نهایی: معادله جدید ارزش در برابر قیمت

مقایسه رو در روی اکس‌پنگ مونا M03 و تسلا مدل 3 هایلند، داستان دو خودروی فوق‌العاده را روایت می‌کند که هر کدام برای گروهی متفاوت از خریداران ساخته شده‌اند.

چرا اکس‌پنگ مونا M03 را بخریم؟

مونا M03 قهرمان بی‌چون و چرای ارزش و کارایی است. این خودرو برای ارائه حداکثر فناوری، فضا و بهره‌وری با کمترین هزینه ممکن مهندسی شده است.

آیرودینامیک بی‌نظیر، باتری LFP بادوام و بدنه لیفت‌بک فوق‌العاده کاربردی، آن را به یک انتخاب منطقی و هوشمندانه تبدیل می‌کند. ارائه سخت‌افزار رانندگی خودکار پیشرفته در یک خودروی اقتصادی، یک حرکت انقلابی است. مونا M03 برای خریدار آگاه و ارزش‌محوری ساخته شده که کارایی روزمره را بر پرفورمنس مطلق و اعتبار برند ترجیح می‌دهد.

چرا تسلا مدل 3 هایلند را بخریم؟

مدل 3 هایلند، معیار پخته، اثبات‌شده و از نظر دینامیکی برتر بازار است. این خودرو تجربه رانندگی جذاب‌تری را در تمام مدل‌های خود ارائه می‌دهد.

مزایای کلیدی آن سرعت شارژ بسیار بالاتر، شبکه سوپرشارژر بی‌رقیب و اکوسیستم نرم‌افزاری یکپارچه‌تر است. مدل 3 انتخاب قطعی برای راننده‌ای است که به پرفورمنس، اعتبار برند و اطمینان یک اکوسیستم کامل اهمیت می‌دهد و حاضر است هزینه آن را بپردازد.

محاسبه جدید «اکس‌پنگ یا تسلا؟»

امروز سؤال دیگر این نیست که چه کسی «بهترین» سدان برقی را می‌سازد؛ بلکه این است که این «بهترین بودن» چقدر می‌ارزد؟! مدل 3 هایلند همچنان یک معیار سطح بالا و محصول یک دهه بهینه‌سازی بی‌وقفه است. از بسیاری جهات، خودروی بهتری است. اما اکس‌پنگ مونا M03 با یک استدلال قدرتمند، معادلات بازار را تغییر می‌دهد.

برای افرادی که حاضرند از پرفورمنس خیره‌کننده چشم‌پوشی کنند، حالا این امکان وجود دارد که ۹۰% از قابلیت‌های یک خودروی عالی را با تقریباً نصف قیمت به دست آورند. این فقط ظهور یک رقیب جدید نیست؛ این یک پارادایم جدید است که خریداران را وادار می‌کند از خود بپرسند نه این‌که از یک سدان برقی چه می‌خواهند، بلکه واقعاً حاضرند برای چه چیزی پول بپردازند.

 

آخرین اخبار

ایکس‌پنگ G7؛ آغاز عصر نوین رانندگی در ایران

نخستین حضور اروپایی نسل جدید ایکس پنگ P7 در مونیخ

نسل جدید ایکس پنگ P7 با درهای قیچی‌وار

ایکس پنگ (XPENG) در مسیر مونیخ